ما موجودات دو پا

چرا ما آدمها تازگیها یه جورایی شدیم و قبح بعضی کارها برایمان شکسته شده است ؟....و اصلا هم انگا نه انگار !

1-      در جمع ها ی دونفره یا چندنفره مان یکی را که اصلا حضور ندارد به بادتمسخر می گیریم و به کارها و نوع حرف زدنش می خندیم .و بعد تازه خرسندیم از اینکه روزمان را به شادی گذروندیم ...

2-      با زحمت یک نفر دیگر و با خرج کردن مبلغ گزافی پول مدرک فوق لیسانس و دکترا می گیریم . بدون اینکه برای  آن ذره ایی زحمت کشیده باشیم . تزمان را یکی دیگر می نویسد و بعد به ما می گویند خانم یا آقای دکتر ....

3-      با تلاش یکی دیگر و به نام ما مقالات علمی و فرهنگی در نشریات و سایتهای مختلف منتشر می شود و ما از آن برای خودمان اعتبار و در آمد کسب می کنیم و تازه به دیگران فخر هم می فروشیم .

4-      در یک محیط اداری کار کردن یک عده ایی را بنام خودمان تمام می کنیم و همه جا با آن پز  می دهیم .درحالیکه قلبا آگاهیم کار را یک عده دیگری انجام دادند و از ان اعتبار کاری کسب میکنیم

     * براستی ما انسان ها عجب موجوداتی هستیم !!

در مورد اول برای کسب شادی خودمان حاضریم آبروی دیگری را ببریم و در موارد دیگر برای کسب اعتبار خودمان حاضریم از دسترنج دیگران بخوریم .

چه موجوداتی هستیم ما موجودات دو پا ........ 

/ 7 نظر / 31 بازدید
الهه

سلام در باره من سمت چپ آخر متن نوشتی این نیلوفر عاشق همه انسان هاست خیلی قشنگه می خواهم ازت انتقاد کنم ... آدم انتقاد پذیری هستی یا نه ... به هرحال می گویم ... اکثر نوشته هات مثل لبه تیز شمشیر می ماند که گرفتی به سوی دیگران ... خیلی از دیگران ( حالا این دیگران همکارانت هستند خانواده ات هستند دوستانت هستند فاملیت حساب می شوند و .. ) مشکل را از دیگران می بینی اما فکر کردی خودت در این مشکلات چقدر سهم داری ؟ چقدر در حل مسائل جامعه سهیمی ؟ چقدر اهل مدارا هستی ؟ یا اینکه تا حرف تندی شنیدی از کوره در می روی و طرف میشه شمر و شما امام حسین ... تو خانواده چقدر سهیمی ... خانوده فقط همسر و بچه ها نیستند خانواده یعنی پدر مادر خواهر و برادر خانواده همسر دایی عمه خاله عمو و ... فقط صبح شد بریم سرکار و برگردیم خونه همین ؟ نقش ما آدمها در این دنیا چیست چرا اومدیم چرا باید بریم .... دیگران کشتند و ما خوردیم ما بکاریم تا دیگران بخورند ... آیا اینطوری هستیم فکر کردی چقدر تو حل مسائل موثر بوده ای تا حالا ... پس اینقدر لبه تیع شمشیر نباش گاهی سوزن باش و بدوز عاشق انسانها یعنی محبت کردن ، کمک کردن ، خوبیها را دیدن ، یعنی ام

باد صبا

سلام نوشته تون قشنگ بود هرچند حاوی نکاتی تلخ از رفتار های ناپسند اجتماع می خواستم خواهش کنم هر چند کم نوشته و دیر به دیر اما وبلاگتون رو تعطیل نکنید. با این قلم شیوا و این سابقه طولانی وبلاگتون حیفه [گل]

فاطمه سرایی

آشنایی ها اولش چيزی نيستند ، همه شبیه به هم ... اما بعد که آدم وابسته می شود ، همه چیز فرق می کند ! حتی چیزهای عادی هم غیرعادی می شوند ...

فاطمه سرایی

آره والا. تازه توی یه جمعی بقیه میفرمایند چرا شما شرکت نمیکنید. من که همیشه ترجیح میدم ساکت باشم و بگن حرفی نداره بزنه. تا اینکه بخوام پشت سر کسی حرف بزنم

الهدی

عزیزم جزء 28 قسمت شما شد !

سحر

باسلام...موفق و سلامت باشید...