عمه خاتون

هنوز تا افطار نیم ساعتی باقی مانده بود . دیگر طاقت نداشتم از تشنگی داشتم می مردم . آن شب مهمانی افطاری خانه ما بود . هر سال نیمه ماه رمضان نوبت آقا جون بود تا افطاری بدهد . خانه آنقدر شلوغ می شد که سفره افطاری را توی حیاط پهن می کردیم . تا چشم کار می کرد بچه بود که از سر و کول خانه بالا می رفت . واقعا صدا به صدا نمی رسید از بس که بچه ها شلوغ می کردند . از مهمانها فقط خانواده عمو جلال نیامده بودند . چیدن سفره تمام شده بود . همه سر سفره نشسته بودیم که صدای زنگ در شنیده شد . در را باز کردم . دایی  جلال و زن دایی  بودند . اما محسن پسرشان نبود . سلام علیک کردیم و ان ها داخل شدند . عمه خاتون رو به دایی جلال کرد و پرسید : پس کو محسن ؟ . با سراغ گرفتن از محسن ، صورت های هر دوی آن ها در هم رفت و زن دایی جواب داد : کار داشت نتوانست بیاید . دایی جلال هم گفت : کسی که روزه نمی گیرد همان بهتر که افطاری نیاید . زن دایی با این حرف دایی جلال یک چشم غره ایی به او رفت و بعد هر دو کنار سفره نشستند . اذا ن که گفتند همه در حالی که به هم تعارف می کردند مشغول افطار شدند . حواسم به غزاله بود . حدس می زدم که از نیامدن محسن کمی پکر شده است . آخر یه احساس خاصی نسبت به محسن داشت . محسن هم از غزاله بدش نمی آمد . غزاله و محسن همسن بودند و با هم بزرگ شده بودند . نیامدن محسن کمی او را پکر کرده بود .

همهمه ایی بین جمع بود .  و همه با هم مشغول صحبت بودند . .وقتی سکوت برای یک آن حاکم شد . دایی جلال که انگار هنوز دلش از یک جایی و شاید محسن پر بود گفت :  من نمی دانم اوضاع چطور شده است که دیگر مردم از روزه خوردن جلوی بقیه حیا نمی کنند . طرف توی خیابن خیلی راحت یک بطری آب گرفته دستش و مشغول خوردن است . قدیما کی اینطوری بود ؟.روزه حرمت داشت . برای روزه دارها حرمت قائل می شدند .  اینبار من گفتم : راست می گویی دایی جان . توی مدرسه ما بچه های کلاس بالاتر خوراکی شان را توی کلاس می خورند و انگار نه انگار که ماه رمضان است و بقیه روزه اند . آقا جون هم سری تکان داد و گفت : تازه وقتی هم اعتراض کنی سر حرفشان باز می شود که مگر این حکومت برای ما چکار کرده است که حالا روزه هم بگیریم . ! یکی نیست که بگوید آخر مومن روزه گرفتن چه ربطی به حکومت دارد تو برای لجبازی با یک عده دین و ایمان خودت را از دست می دهی . دایی جلال گفت : یکیش همین پسر خودم . حرفش هنوز تمام نشده بود که زن دایی گفت : ای بابا تو دوباره شروع کردی به این پسره گیر دادی به محسن  چکار داری بچه ام .؟ دایی جلال گفت : واقعیته دیگر . همین محسن فکر می کنی برای چی روزه نمی گیرد . از وقتی توی کنکور قبول نشده است نماز و روزه اش را ترک کرده است فکر می کند تقصیر جامعه و حکومتش است که او قبول نشده است . زن دایی با دلخوری گفت : کی اینطوری بوده است از خودت حرف در نیاور. دایی جلال گفت : خوب است خودش اعتراف کرده است . اینبار عمه خاتون که تا آن لحظه سکوت کرده بود گفت : بابا صلوات بفرستید . محسن اینجا نیست که داریم پشت سرش حرف می زنیم . باید باشد تا از خودش دفاع کند و بعد جمع صلواتی فرستادند و مشغول خوردن شدند .

اما با حرفشان موافق بودم واقعا روزه خواری روز به روز رواجش بیشتر شده است . اصلا هم حرمتی برای این روز ها و روزه دارادن قایل نیستند . حالا هر کسی به نوبه خودش . ولی هر روز هم که  می گذرد آدم یاد قدیم ترها می افتد و می گوید یاداون روزها بخیر .

/ 10 نظر / 18 بازدید
mohsen

سلام . وبلاگ خوبي داري اما اگر دوست داري آمار بازديد هات افزايش پيدا کنه توصيه ميکنم تو موتور جستجو بست ايران وبلاگ خودتو ثبت کن تا روزانه کلي بازديد داشته باشي از اين سايت . کنر از يک دقيقه هم زمان نمي بره فقط اسم و آدرس سايت و کلمات کليدي رو بايد وارد کني . اگر هم فرصت داري مي توني تمام پست هاتو ثبت کني تا بازديد هاي بيشتري وارد وبلاگت بشه . اينم آدرسش www.bestiran1.rozblog.com

mohsen

سلام . وبلاگ خوبي داري اما اگر دوست داري آمار بازديد هات افزايش پيدا کنه توصيه ميکنم تو موتور جستجو بست ايران وبلاگ خودتو ثبت کن تا روزانه کلي بازديد داشته باشي از اين سايت . کنر از يک دقيقه هم زمان نمي بره فقط اسم و آدرس سايت و کلمات کليدي رو بايد وارد کني . اگر هم فرصت داري مي توني تمام پست هاتو ثبت کني تا بازديد هاي بيشتري وارد وبلاگت بشه . اينم آدرسش www.bestiran1.rozblog.com

کارمند بانك رفاه

سلام الان به جرات حدود 80 درصد مردم بخصوص در تهران روزه نمی گیرند و این بخاطر پدیده ای به نام " دین گریزیه " اون چیزی که مردم میگن درسته و دلیل اصلی دین زدگی مردم حکومته. حکومتی که به زور می خواد دین رو به مردم بقبولونه و با گیر دادن به دختر و پسر مردم ، با جمع کردن ماهواره ها به اسم فتوای مراجع ،با تجاوز به حریم خصوصی مردم ،با کشتن بیرحمانه معترضان به اسم دین و با هزار ترفند کثیف دیگه به نام دین می خواد به زور دین رو به مردم تحمیل کنه همین میشه که می بینید: دین گریزی نمونه دیگرش تو ایام محرمه که دختر و پسرای دین گریز به جای عزاداری ......و هزاران نمونه دیگه میشه گفت که اینجا جاش نیست.

باد صبا

سلام ببخشید ولی با نظرتون موافق نیستم. به نظر من بهترین حرف رو عمه خانم زدند که گفتند ژشت سر کسی که نیست صحبت نشه. کی گفته که برای احترام بیشتر به ماه رمضون و روزه دار ها باید غیر روزه دار ها توی سختی بیفتند؟ اگه یه نفر اگه فقط یه نفر در اثر سختگیری ماه رمضون توی سختی بیفته به نظر من بیشتر به ماه رمضون توهین شده تا اینکه یکی چیزی بخوره. من یه روز قبل از ماه رمضون می خواستم توی دانشگاهی که درس میدم یه قرص بخورم. تو تا ساختمون پنج طبقه همه طبقاتشو گشتم که یه آب سرد کن پیدا کنم که آبش قطع نشده باشه ولی پیدا نکردم. واقعا احساس کردم قوم یزید حمله کردن و آب رو به روی همه بستن. این احترام به ماه رمضونه؟ کدوم روزه داری با دیدن خوردن و آشامیدن بقیه یه دفعه از خود بیخود میشه و چنان به هوس میفته که دیگه نمی تونه روزه اش رو ادامه بده؟ به نظر من هم ((یاد اون روزا به خیر)) ولی نه به خاطر اینکه قدیما سنتها اینقدر مهم بودند که کسی جرات روزه خواری نداشت. مثلا قدیما بچه ها رو توی مدرسه کتک می زدن یا فلک می کردن. اصلا در این مورد یاد قدیما به خیر نیست. الان توی خیلی از زمینه ها خیلی شرایط بهتر شده.

باد صبا (ادامه)

به نظر من بهتره خیلی راحت و بدون اکراه با زمان پیش رفت. منظورم اینه که وقتی می بینیم با گذر زمان این اتفاق ها هم میفته بپذیریم. هم خودمون راحت تریم. هم اگه بخوهیم برای اصلاح امور تلاش کنیم بهتر می تونیم شرایط رو درک کنیم و تصمیم درستی بگیریم. در کل که به نظر من از روزه خواری کسانی که روزه نمی گیرند ناراحت نباشید. از این خوشحال باشید که الان کسی که روزه می گیرد بیشتر به باطن امر ژی برده و از ترس جو و سنتها نیست. [گل]

مهدی

سلام...به نظر من دین و اعتقادات برای زندگی درستره و برای نزدیکتر شدن به خداوند و باید حق و حقیقت باشن..این بی معنا بنظر میرسه که بخاطر حکومت و دولت از اعتقادات دور شد و بی احترامی کرد.ما تو این دنیا زندگی میکنیم و اعمال ما به اطرافیان و دنیا اثر میذاره..وقتی حکومت و دولت درست و حقیقی نباشه جامعه و مردمش به زندگی درست و حقیقی نزدیک نمیشن...اگه مسلمانیم اگه مسیحی و....حکومت هم باید طبق اون باشه.احترام گذاشتن ربطی به حکومت ندار و باید احترامات و حریمها حفظ بشن..و............................................................................[گل]موفق باشین