پراکنده از گوشه و کنار (3)

1- این روزها که وضعیت ارز خیلی بسامان نیست و نرخ ارزها نوسان زیادی دارد . شعبه های ارزی بانک ها دیدنی شده است . و این البته به سود دلال ها و واسطه هاست  که سود ببرند و پول ها به جیب بزنند .  . اما واقعا با این همه تفاسیر نمی شود به یک طریق و شیوه اساسی جلوی این دلا ل ها را گرفت ؟نمی شود وضعیت را از حالت بحرانی خارج کرد ؟!من که فکر می کنم اگر بخواهند می شود اما ....

-----------------------------

2- در مسیر روزانه من و آقای همسر یک چهارراهی قرار دارد که خانمی مشغول گدایی کردن است . به دستهایش که دقت کنی  . کارنکرده و رنج نکشیده است . معلوم است که به این پول ها عادت دارد .با دیدن او ناخودآگاه یاد مادربزرگ آقای همسر  -که خدا رحمتش کند - می افتم که با اینکه 80 ساله اش بود اما  خودش سرپرست خودش بود با دست ها چروکیده و چشم های کم سویش همچنان کار می کرد و خرج خودش را از طریق قالی بافتن در می آورد . چشمهایش آنقدر سو نداشت که از استکان های نیمه شسته اش که برای ما چایی می ریخت کاملا مشهود بود اما باز حاضر نبود برای خرج زندگیش محتاج دیگران حتی فرزندانش باشد و آن وقت آن خانم سرچهارراه به راحتی دستهایش را جلوی بقیه دراز می کند . نمی دانم که واقعا راهی برای جمع کردن آن ها وجود ندارد ؟!واقعا ندارد ؟

---------------------------

3- واقعا بچه ها عجب دنیایی دارند . دنیایی شیرین و جذاب . پر از صداقت . صاف و ساده و دوست داشتنی . این سارا و سپهر من اکثر اوقات مشغول دعوا و کتک کاری هستند . و توی این دعواهایشان وقتی از هم کتک می خورند چنان از سر سوز گریه می کنند که دل ادم کباب میشود اما به دو ثانیه نمی کشد که دوباره با هم دوست می شوند و چنان خنده سر می دهند که انگار نه انگار از هم کتک خورده بودند .کاش می شد دنیای ما بزرگترها هم همینقد ر صاف و ساده  و پر از صداقت بود  . 

---------------------------

4- و آخر اینکه گاهی وقت ها خیلی دلم می خواهد ایکاش کسی من را نمی شناخت تا خیلی راحت هر آنچه که دلم می خواست توی این وبلاگ می نوشتم و سبک می شدم .اما حیف ....این هم شاید یک مزیت است که بعضی حرف ها را فقط توی دلم نگه دارم  .    

/ 9 نظر / 8 بازدید
الهدی

سلام در مورد چهارم , من با کمال میل در کامنت خصوصی پذیرات هستم....به جووووون خودم نمی شناسمت[مغرور][نیشخند]

باد صبا

سلام همه قسمتهای نوشته تون جالب و قشنگ بودند. در مورد چهارم توصیه میکنم بنویسید ولی منتشرش نکنید. بعدا خودتون می تونید بهش مراجعه کنید و بخونیدش. خدا کوچولو هاتون رو حفظ کنه. موفق باشید و به امید فردایی بهتر

شکلات

روز تمام ليلي ها روز ملي دخترها مبارك باد

فاطمه

درباره مطلب یکتون به نظرم اونها که می تونن خودشون نمی خوان که وضع تغییری کنه درباره مطلب دو جانا سخن از زبان ما می گویی در باره سومی دلم برای کودکی تنگ شده و کودک درونم هر وقت خودش رو زندگی می کنه و صاف و ساده و ژر از صداقت جلو می ره بزرگترهای اطرافم چنان ضربات جانانه ای حواله این کودک بینوا می کنند که یادم می یاد بزرگ شدم و باید با قوانین دنیای بزرگ ترها زندگی کنم. و در آخر منم حال مطلب شماره چهار شما رو داشتم یه وبلاگ دیگه درست کردم بی نام و نشون بی عکس و علامت آدرسش رو هم کسی نمی دونه و توش هر چه می خواهد دل تنگم گشاد[لبخند]

کارمندک

1- دولت ایران با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها ثابت کرد که هر کاری رو که اراده کنه میتونه انجام بده! 2- دیگه حالم از این گداهای خیابونی بهم میخوره - هر 10 قدم که برمیداری یکیشون جلوت سبز میشه - من که دیگه بهشون کمک نمیکنم - همش الکیه - دروغه 3- من میخوام برگردم به کودکیم ..... نمیشه پل برگشت توان وزن ما رو نداره. (زنده یاد حسین پناهی) 4- آفرین - بهتره بعضی حرفا رو فقط توی دل خودت نگه داری - اینجوری بهتره.[گل]