گفتگوی من و آینه

امروز بعد از مدت ها دلم میخواست بدون اینکه هول هولکی آینه را نگاه کنم و خودم را مرتب کنم . روبرویش بنشینم و کمی با خودم توی آینه حرف بزنم .

برای همین صندلی کوچکی را برداشتم . مقابلش نشستم و دقیق به آینه خیره شدم .تصویر خودم را توی آینه دیدم . مدتها بود اینقدر دقیق خودم را ندیده بودم .  چقدر شکسته شده بودم ! چین و چروک هایی را روی پیشانی ام دیدم که تا به حال متوجه اش نبودم . کمی با دست صافشان کردم اما صاف نشدند . از کجا آمده بودند ؟ من که سنی نداشتم . اما چقدر زود چین و چروک روی صورتم نمایان شده بود . کمی نگران شدم . از تصویر توی آینه پرسیدم تو میدانی دلیل این چین و چروک ها جیه ؟ جوابم را نداد . گفتم : خودم میدانم دلیلش این است که از  خودم مدت هاست که غافل شده ام .دلیلش این است که خیلی خودم را وقف محیط پیرامونم کرده ام .دلیلش این است که دغدغه های زندگی ام بسیار زیادند . ودلیلش این است که خودم را بیش از حد مشغول مشکلات زندگی و مردم و جامعه ام کرده ام . در همان حال که به خودم خیره نگاه میکردم دستم را به طرف آینه بردم و گفتم : این همه برای دیگران حرص خوردی و به دیگران اهمیت دادی چه چیزی عاید خودت شد ؟ به چه چیزی رسیدی ؟ چین و چروک هایت را ببین . چقدر در روبرو شدن با آدم ها به آزرده نشدنشان فکر کردی ؟ چقدر دلت خواست عاملی باشی برای پیشرفت هایشان . چقدر سعی کردی با حرفهایت دغدغه های زندگی شان را کم کنی ؟ در حالی که همین خصوصیاتت تعبیر های منفی شد برای خودت ! تصویر روبرو حرفم را قطع کرد و بلافاصله جواب داد : مگر برای دیگران کارکردن و انرژی  خرج کردن همیشه باید فایده برای خود شخص داشته باشد .؟ شاید تاثیر مستقیمش را از طرف همان آدم ها نبینم اما انر‍ژی مثبتی که روی زندگی شخصی ام میگذارد را می بینم و درک میکنم . همین برایم مهم است . پوزخندی زدم و و گفتم : خیلی ساده ایی دختر !حتی از من هم ساده تری ! وقتی این همه چهره ات فرتوت شده است وقتی خسته ایی . این ها یعنی انرژی مثبت ؟ اینکه تعبیرش کاملا برعکس است . تصویر روبرو اخمهایش را درهم کرد و گفت : چهره من همیشه که خسته نیست . در ضمن انر‍ژی مثبتش را روی خانواده ام میبینم . آرامشی که بر زندگی ام وجود دارد . سلامتی و نشاط آن ها نشان از همه همان کارهایی مفیدی است که برای بقیه انجام میدهم . حال چه بقیه درک کنند و چه نکنند .

گفتم : اما من اینطور فکر نمی کنم گاهی باید از دیگران غافل  بشی و فقط به خودت فکر کنی . به سلامتی روح و روان و جسم خودت . دیگرانی که ارزشی برای وقت و سلامتی تو قایل نیستند . دیگرانی که از پیشرفت تو خوشحال نمی شوند . دیگرانی که برای ذره ذره کارهایی که تو برایشان انجام میدهی ارزشی قایل نیستند چه ارزشی دارند که تو بخواهی چین و چروک صورتت را بیشتر کنی ؟. تصویر روبرو نگاه عاقل اندر سفیهی به من کرد و گفت : چین و چروک صورتت زیاد شده است اما خودت هنوز بزرگ نشده ایی و هنوز بچه ایی  . عزیز من ! همیشه هم اینطوری  نیست که بقیه کارهای خوبی که تو برایشان انجام میدهی را نبینند و برایش اهمیت قایل نباشند . اینکه هربار دلشان بخواهد نزد تو بیایند و از حرف های تو آرام بشوند این یعنی اینکه تو برایشان مهمی . اینکه وقتی ترا میبینند لبخند میزنند یعنی اینکه ترا دوست دارند . و آیا معنی اش این نیست که دارند پاسخ محبت ترا می دهند ؟ چرا اهست . ببین آدم هایی که اطراف ما زندگی میکنند آدم های معمولی هستند انتظارات ما از آن ها بیجاست . آن ها آدم هایی هستند با خصوصیات خوب وبد . گاهی ما روی منفی شان را میبینم و گاهی روی مثبتشان را . دیدت را تغییر بدهی دنیا و مردمش برایت زیبا میشوند .

با تمام حرف هایی که تصویر توی آینه به من زد مخالف بودم اما او با اعتقاد کامل آن ها را به من گفت . نگاهش کردم به رویم لبخند زد . لبخند که زد چین و چروک پیشانی اش محو شد . و بنظرم برای لحظه ایی خستگی چهره اش از بین رفت . جوانی و شادابی را در چهره اش دیدم . متقابلا به رویش لبخند زدم و همین حس شادابی به من هم منتقل شد . دستم را بطرفش بردم و در حالی که با خوشحالی لمسش میکردم از اینکه برای مدتی کنارش نشسته بودم احساس رضایت کردم

/ 5 نظر / 128 بازدید
فاطمه سرایی

دلیلش این است که خیلی خودم را وقف محیط پیرامونم کرده ام ... یعنی با تمام وجودم این جمله رو درک کردم

فریبا

گاهی لازم است برای رسیدن بخودمان همه ی تبالوهای عبور ممنوع را نادیده بگیریم

فاطمه

سلام خسته نباشی عزیزم وب باحال و پر محتوایی داری ممنون میشم به شبکه اجتماعی ما هم بیای و عضو بشی بیا و من رو هم اد کن اونجا منتظرم عزیزم فعلا بای

الهدی

سلام دوست خوبم خوبی عزیزم؟ بی خبرم از شما و دوقلوهای گلت.... الهی که دلت آروم و زندگیت پر شور باشه..

رسول

سلام خدمت همکار گرامی[لبخند] وبلاگ خوبی دارید وقت کردید به وبم سر بزنید منتظر نظرتون هستم [گل] تا سلامی دیگر...[خداحافظ] «این بانک، ملی است»