پراکنده از گوشه و کنار (15)

نوروز امسال تنها سریالی که در کنار خانواده از تلویزیون می دیدیم و لذت می بردیم  سریال پایتخت بود . من این سریال را بخاطر سادگی و صداقتش دوست داشتم .سادگی و صداقتی که این روزها کمتر در بین اعضای خانواده های ایرانی دیده می شود . احترام به بزرگترها و سایر اعضای خانواده بدور از ظاهر سازی و از ته دل ، چیزی بود که در این سریال دیده میشد .حتی سارا و سپهر هم از تماشای این سریال لذت میبردند و هر شب بیصبرانه منتظر رسیدن ساعت پخش سریال بودند . کاش بشود سادگی مثل قدیم ها و مثل همین سریال دوباره به خانه ها بازگردد . تا لذت بردن از زندگی همیشگی باشد .

*****

چند روز پیش با تعدادی از همکاران از مجلس ختمی بر می گشتیم .داشتیم درباره اینکه سال نو خانواده بیچاره عزادار مادر شدند و چه عیدی برایشان شد صحبت می کردیم .در بین صحبت ها یکی از همکاران گفت : " دختر بزرگش را دیدید که وسط مجلس تازه از راه رسید و چه بی خیال بود و اصلا بی تابی نمی کرد ؟.انگار نه انگار مادرش را از دست داده بود . "از صحبتش جا خوردم .گفتم : " هر کسی یک جوری است شاید بی تابی اش رادر انظار نشان نمی دهد .و غمش و گریه اش در خلوت است ." گفت : " چقدر ساده ای تو . حداقل توی صورتش غمش باید دیده میشد ." بحث را ادامه ندادم . متاسفانه این حرف ها همیشه بعد از هر مجلسی زده می شود . اگر مجلس عروسی باشد آدم خیلی ناراحت نمی شود می شنود و می گذرد اما مجلس عزا . به آدم برمی خورد . آدم مرده که دستش از دنیا کوتاه است و اطرافیان هم که دچار شوک اند .البته او این حرف را بعدها به خود صاحب عزا هم گفته بود. یقین دارم این نیش و کنایه دل صاحب عزا را بیشتر از زمانی که شنید دیگر مادر ندارد به درد آورد . شب وقتی ماجرا را برای آقای همسر تعریف کردم گفت : "برای همین حرف ها است که می گویم اگر روزی مردم برایم مجلس ختم نگیرید  و هزینه اش را صرف مستمندان کنید . "

*****

سال 92رو خوب شرع کردم . چند روزی که در کنار خانواده و بچه ها بودم بسیار خوب بود . از بودن در کنار هم لذت بردیم . مخصوصا سارا و سپهر از اینکه مادرشان در کنارشان بود احساس رضایت می کردند .رضایت در عمق چشمانشان معلوم بود.برای همین چیزهاست که  این روزها خیلی به دوران بازنشستگی فکر می کنم . دلم می خواهد روزها و ماه ها و سال ها خیلی زود سپری شوند و روزی بیاید که من دیگر سرکارنروم . با اینکه روزی کارم و شغلم را بسیار دوست داشتم و با عشق روزهای کاریم را سپری می کردم اما مدتی است که دیگر دلم نمی خواهد شاغل باشم . دلیلش تکراری است پس نمی گویمش .می خواهم بیشتر در کنار خانواده باشم  .

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبا

سلام. امیدوارم همیشه ی ایام در کنار خانواده خوش باشید

شکلات

سلام. ان شاءالله که جمع گرم خانواده‏تون همیشه سالم و سلامت به دور هم باشند. امّا نیلوفرجان شمردن روزها برای رسیدن به خوشی‏های دوران بازنشسته‏گی به نظرم از آن آروزهاست که نباید انتظار رسیدنش را کشید. کسی از آینده خبر ندارد. چیزی را که می‏خواهی در زمان حال بهش فکر کن.

مريم

انشالله همراه همسرت سال هاي سال عمر پر از سلامتي و پر بركت داشته باشي... منم از اين اظهار نظرها نفرت دارم. واقعا بعضي ها چطور مي تونن به خودشون اجازه بدن در مورد آدما اينقدر راحت قضاوت كنن؟ در مورد شاغل بودن هم وقتي آدم مي بينه چطوري توي يه تعطيلي خانواده ش شادي مي كنن اصلا انگار دلش نميخواد برگرده سركار [لبخند]

باد صبا

سلام امیدوارم زندگی و کار و همه چی خوب باشه و از این روزهای بهاری و هوای دلپذیر طبیعت بیشتر لذت ببرید. سر بلند و پیروز باشید [گل]

♥●•٠·˙فاطمه سرایی ˙·٠•●♥

حــواسمــون بــاشـه... دل آدما...!! شیشـه نیست که روی آن...!! هــــــا کنیم...!! . . ... . بعد با انگـــشت قـــ♥ ـلب بکشیم و...!! وایسیم آب شـــدنش رو تماشــــا کنیم...!! و کیـــــف کنیم...!! . . . رو شیشه نـــازک دل آدمـــا...!! اگـــه قلبــــــ♥ ـــی کشیدی...!! باید مــــــــردونـه پـــــــاش وایســــتی...!!

الهدی

سلام عزیزم خدا رو شکر که سال جدید رو خوب شروع کردی سالی که نکوست از بهارش پیداست .انشالله تمام سال برات خوبی و آرامش باشه. می دونی اینکه بحث های بی نتیجه رو ادامه نمی دی ، اخلاق خیلی خوبیه... بیچاره دختر بزرگ صاحب عزا اگر می دونست قراره اینجور در موردش حرف بزنن لابد چه کارها که نمی کرد!!

باد صبا

سلام روزتون بخیر روز مادر و هفته بزرگداشت مقام زن رو به شما تبریک میگم. امیدوارم همواره شاد و موفق و سر بلند و پیروز باشید. [گل]

الهدی

سلام عیدت مبارک خانم سخت کوش

ليلي

سلام عزيزم سال نو مبارك ...من هم حس مثل شما دارم فقط به بازرنشستگي فكر ميكنم شايددرست نباشه نميدونم ........ اين روزها به بازخريدي هم فكر ميكنم گاهي!!