آمادگی ...

همیشه چیدن سفره افطاری را دوست داشتم و آن شب بنا بر اصرار خودم سفره افطاری آقاجون و عمه خاتون  را من چیدم . نیمه ماه رجب بود اما بنا بر رسم هر سال عمه خاتون هر سه ماه رجب و شعبان و رمضان را بطور کامل روزه میگرفت و ان شب هم آقا جون با او همراهی کرده بود . آقاجون عادت داشت که اول نمازش را بخواند و بعد افطار کند . بنابراین عمه خاتون تنها سر سفره نشسته بود . کنارش نشستم و گفتم : قبول باشد . لبخندی زد و گفت : قبول حق باشد . گفتم ؟: عمه خاتون چه توانی دارین که این سه ماه را پشت هم روزه میگیرین . در ادامه همان لبخندش گفت : اگر اراده کنی خدا توانش را میدهد . گفتم : راستی ماه شعبان را میخواهید مکه بروید را هم روزه میگیرید ؟ در حالیکه استکان چایش را سر میکسید گفت : هنوز در رابطه با آن تصمیم نگرفتم گفتم : وای نمیدانید من آنقدر ذوق دارم که قرار است همراه شما بیایم که نگو .در همین حین مادر که بشقاب سبزی ذستش بود وارد اتاق شد و در حالیکه آنرا سرسفره میگذاشت گفت : از یکریز حرف زدنت معلوم است چقدر ذوق داری !دختر بگذار عمه خاتون افطارش را بکند . عمه خاتون گفت : نه بابا راحتش بگذار . من از حرف زدن با نیلوفر خسته نمیشوم . افطارم هم میکنم . در حالیکه از این حرف عمه خاتون خوشحال شده بودم گفتم : عمه خاتون . با اینکه ذوق دارم اما اضطراب هم دارم . احساس میکنم آمادگی حضور در آن مکان را ندارم . احساس میکنم نتوانم در آنجا ادای تکلیف کنم . و احساس میکنم قادر نباشم آنطور که باید در آنجا با خدا ارتباط برقرار کنم ! . عمه خاتون گفت : اگر خدا این احساسات ترا داشت اصلادعوتت نمیکرد . گفتم : خب همین دیگه . احساس میکنم قدرت ندارم به این دعوت خدا لبیک بگویم . قادر نیستم براحتی کلمه لبیک اللهم لبیک را بزبانم بیاورم . عمه خاتون گفت : اتفاقا باید خودت را آماده کنی . باید شرایطی برای خودت فراهم کنی تا با آمادگی کامل بروی . اگر همه لحظه هایت را با استرس و اضطراب اینکه وای اگر نتوانم لبیک به خدا بگویم چه میشود و  از اینجور حرفها بگذرانی که عمرت رفته است و یک دفعه خودت را آنجا میبینی و بعد هم نرفته باید برگردی .دلت را صاف کن . دلت را خدایی کن شرایط خودبخود برایت فراهم میشود . شاید حق با عمه خاتون باشد . من اصلا توی این روزها به آن جایی که میخواهم بروم فکر درست و حسابی نکردم فقط به دلهره هایم بها دادم . شاید اگر از الان خودم را در آنجا احساس کنم شرایط فرق بکند . نگاهی به عمه خاتون کردم و گفتم : عمه خاتون میشود با این حالت قشنگتان از خدا بخواهید که به من کمک کند و این حس و حال معنوی را برایم بوجود بیاورد ؟! میشود از او بخواهید که غبارهای دلم را پاک کند که جز به خودش به هیچ کس دیگر فکر نکنم ؟!برایم دعا میکنید ؟! عمه خاتون لبخندی زد و گفت : امان از دست تو دختر . باشد چشم . برایت دعا میکنم . و بعد بوسه ایی بر گونه هایش زدم و از کنارش رفتم . درست است کمی با حرفهای عمه خاتون احساس آرامش کردم یعنی قرار گذاشتم که احساس ارامش کنم اما چون بار اولی بود که قرار بود به خانه خدا بروم با اینکه هنوز فرصت باقی بود اما دلهره رهایم نمیکرد . آخر کم جایی نمیخواستم بروم . خوشا بحال آنهایی که دفعه اولشان نیست شاید آنها با آمادگی بیشتری از من به این سفر میروند . آخ خدا خودت کمکم کن !

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شادی

سلام خانمی کی عازمی ؟!

دوباره زندگی...

سلام. خیلی مواظب سلامتیتون باشین تو رو خدا...ایشالا عازم شدین برا منم دعا کنین برم.

یاس حسینیه

سلام حاجیه خانوم.یک هفته بیشتر نمونده به رفتنت... یادت باشه حتما خاکشیر شسته خشک شده ببری. با لیموترش تازه البته اونجا هم لیموترش پیدا میشه اما برای صرفه جویی در وقت لازمه. می ری حرم همراه خودت یک بطری ببر و با آب زمزم پرش کن. اونجا فقط آب زمزم بخور تا وجودت تصفیه بشه و با زمزم وضو بگیر تا روحت تصفیه بشه. (تو هتل بطری آب هست) تو مدینه آب زمزم آوردن سخته بهتره یدونه بطری آب کوچیک بخری و از اون استفاده کنی. مواظب مریضیها هم باش. تو مدینه مسجدالنبی که رفتی حتما از روز اول بپرس که در روضه برای خانومها کی باز میشه, حواست باشه نماز خوندن رو تو روضه از دست ندی. اگه یادت افتاد یه یادی هم از من کن. فکر کنم چندسالیه که در خونه حضرت زهرا رو برای خانومها بستن و باز نمی کنند و یه جای اشتباه رو به خانومها نشون می دن میگن در خونه زهرا (س) اینجاست. حتما قبل از رفتن نقشه اونجا رو از تو کتابها ببین. به حرف عربهای اونجا اعتماد نکن اطلاعات غلط می دن از کتابها یا روحانی کاروان سوالاتت رو بپرس.

یاس حسینیه

حتما کتابهایی که با تصویر و نام قسمتهای مختلف مساجد و خونه خدا و نشون داده تهیه کن. اگه کاروانتون بهتون نداد در کتابفروشی سازمان حج(در خیابان آزادی) هست از فروشنده بپرسی راهنماییت میکنه. اصلا این سفر رو آسون نگیر. شاید یکبار برای همیشه باشه. هرچی می تونی اطلاعات جمع کن. اگه دوست داری سوغات بخری مدینه بهتره شب که حرم تعطیله این کارو کنی و روز رو فقط به عبادت مشغول باشی.. 10 روز بیشتر اونجا نیستی. راستی تو مسجد النبی نماز خیلی میچسبه. آدم خسته نمی شه از موندن. می تونه پاشه بره قدم بزنه، بخوابه! قرآن بخونه. آرامش اونجا رو هیچ جا نداره. چون قسمت خواهران و برادرانش جداست. اونجا از فاطمه زهرا زیاد یاد کن.... تو مسجدالحرام یک کم سخت تره. ازدحام بیشتره و جای مخصوصی برای خانومها نیست. اما تو حیاط اونجا نشستن و خیره شدن به کعبه یه صفایی داره که نگو. وقتی آسمون بالای کعبه رو نگاه کنی هم فوج فرشته ها رو می بینی هم ستون آسمون و زمین رو... دلم هوای اونجا رو کرده! شرمنده اینقدر حرف زدم.

نیلوفر

سلام یاس حسینیه عزیزم . از لطفت خیلی خیلی ممنونم . دروغ نگم با این حرفات لحظه شماری میکنم تا 18ام . برام دعا کن که بیشتر محتاجم . تا بهم بچسبه . تا قبول بشه زیارتم

یاس حسینیه

سلام! شرمنده که من دم به دقیقه هی میام اینجا و می روم! یه حس خوب دارم انگار که منم می خوام با تو بیام. راستی من یکی از سفر نامه هامو در شهرور و مهر و آبان سال 82 تو وبلاگم نوشتم خودم که دوباره تازه اونها رو خوندم بد نیست! اگه دوست داشتی تو هم بخون. یکی دیگه از سفر نامه هام به نام (من و خدا و فاطمه) که شهریور 84 نوشتم و تو مجله دختران چاپ شد رو هم اگر حوصله داشتی بخون این کار قشنگیه. اونجا هم رفتی منو یاد کن بازم چیزی یادم اومد برات می نویسم. راستی امروز یک نفر برام این آدرس رو کامنت گذاشته بود که خیلی به دردت می خوره http://haj-omre.persianblog.ir/ وقت کردی سری بزن.

بقعه سبز ياد آور علي و فاطمه است ناراحت بيماري نباش آنجا دست حق به همراهت است ... علي آنجاست و فاطمه ... اظطراب و استرس مال اينجاست ... آنجا همش خداست و خدا و خدا ... در حرم نبوي شما را نگه ميدارند نمي خواهند حواسمان به زيارت پيامبرمان باشد... عيبي ندارد ، شما قرآن بخوانيد آنجااين احساس را داشته باشيد كه شما نزديك پيامبر هستيد پس قرآن بخوانيد ... هر دفعه كه شما را به جلو مي برند و مي نشانند دعا كنيد ... سجاده را پهن كرده و نماز حاجت بخوانيد ... از پيامر رحمت صبر بخواهيد و ظهور فرزندش را هم همچنين ... وقتي كه وارد حياط اصلي يعني نزديك به روضه رضوان شديد دو ركعت نماز عشق بخوانيد و آن هنگام كه وارد روضه رضوان شديد و بر فرش سبزي كه رنگش كمرنگ شده قرار گرفتيد دو ركعت نماز تحيت مسجد بخوانيد و بعد نماز براي هركس كه التماس دعا دارد... گريه كنيد گريه براي پاكي دل و روح و جان ... شما نزديك به خدا شديد و آنجا التماس دعا داريم ... بقيع غريب را ياد كنيد ... هر وقت كه از هتل بيرون آمده و به مسحجد رسيديد روبه بقعه سبز قرار گرفته و سلام كنيد به رسول اكرم (ص) و خانم فاطمه زهرا (س ) و سپس رويتان را به بقيع كرده و به آن امامان

وقت برگشتن از زيارت كه مي خواهيد مسجد را ترك كنيد نيز سلامها را تكرار كنيد ... خانه خدا بر روي شما محبين علي باز است ... به ياد داشته باشيد كه آنها بسيار از ديدن شما دوستداران ائمه اطهار خوشحال ميشوندو اين شادي آنها يعني برائت از آتش جهنم ... آنجا به اين نكته پي خواهي برد كه مظلوم ترين ، غريب ترين نقطه عالم انجاست و امام رضا غريبي ندارد ... راستي از مسجد شجره محرم مي شويد پس توجه كنيد در اين مسجد رسول خدا و هم علي چقدر نماز خوانده اند هرزماني كه مي خواسته اند براي حج از مدينه به مكه بروند ...پس آنجا نيز نماز بخوان و دعا كن ... التماس دعابراي شما دوست عزيز .... عزيمتتان را به خانه نور و عشق تبريك مي گويم ... به عمه خاتون نيز سلام ما را برسانيد و التماس دعاي فراوان