کمی تا قسمتی شخصی !

بتازگی احساس می کنم سپهر کمی خصلت پسرها را دارد پیدا میکند (تنبل !)....البته دور از چشم پدر مهربانش این وا‍ژه را بکار می برم .عینک بارها و در مراحل مختلف امتحانش کردم و به این نتیجه رسیدم .

وقتی هر روز ما سه نفر یعنی من و سارا و سپهر مجبوریم سه طبقه بدون آسانسور را بالا بیاییم سارا خانم مثل همه دخترهای خوب و مودب از پله ها بالا میرودفرشته اما سپهر خان مثل همه پسرهای ...خمیازه.اصرار دارد که در بغل من پله ها را بالا برود .آخر اگر این تنبلی نیست اسمش چیه ؟  

من یک روز که یاد گرفته بودم روش مسابقه را امتحان کنم رو به سپهر گفتم : سپهر بدو با سارا مسابقه بده ببینم تو برنده میشی یا سارا ؟ اما در کمال حیرت و تعجب من سپهر با خونسردی گفت : مامان منو بغل کن تا با سارا مسابقه بدیم و ازش جلو بزنیم !!!...تعجب

البته نوشتن این موضوع فقط  برای لطیف کردن روحیه بود تا اگر روزی بچه ها  بزرگ شدند  و اینجا را ملاحظه کردند  کمی بخندند. لبخند

/ 6 نظر / 10 بازدید
خودت میدونی

بیچاره این پسرهای مظلوم ! چقدر مورد حمله کلمات و واژه ها هستند !

يوسف

سلام. به وبلاگِ قدیمی ام سر زدم و مطلبی نوشتم. یاد روزهای گذشته گفتم به همسایه ها سری بزنم و احوال پرسی و ... خدا حفظشون کنه

بشری

:) چه جالب امیرعلی ما هم اینطوری ها هست !!!

باد صبا

سلام جالب بود. چشم ما روشن. حالا دیگه پسر ها تنبلند؟ البته راست می گید. یک کم تنبلند.

س.م.ع

سلام... به به عجب گل پسری! خب راست میگه دیگه مسابقه اینجوری کیف داره! خداوند حفظشون کنه

الهدي

سلام وااای من چی بگم که دو تا دارم ! تنبل// زیرک//قلدر ...و....و...... مهربووون. خدا براتون حفظشون کنه. تو مطالب خوندم که مشرف شده بودید مکه....زیارت قبول حاج خانم[گل]