انتخاب اسم

عمه خاتون

آن روز همه دور هم جمع شده بودیم آخر روز بسیار خوبی بود . بچه خاله نگار دنیا آمده

بود و قرار بود او را به خانه بیاورند . مادر و زن دایی جلال رفته بودند بیمارستان و من و

عمه خاتون و بقیه توی خانه مانده بودیم تا تدارکات را آماده کنیم . دل توی دلم نبود

خیلی دوست داشتم بچه را ببینم . تقریبا همه کارها تمام شده بود و حتی ناهار را هم

درست کرده بودیم . توی خانه ولوله ایی بود هر کسی درباره عضو جدید فامیل نظر

میداد انگار که بچه دختر بود برای همین هر کسی درباره اسم دختر هم اظهارنظر میکرد

یکی میگفت : زهرا قشنگه اسمش کاملا دینیه تربیتش دینی میشه .یکی دیگر

میگفت :نه ! فاطمه سنگینتره .دیگری میگفت : نه بابا بنظر من مریم قشنگتره هم

اسلامیه و هم مربوط به همه دوران زمانه . و یکی دیگر هم این نظر را داشت

که : این ها همه قدیمی شده است باید دنبال اسمهای جدید و امروزی بگردند .

پیش خودم گفتم : خوبه پدر و مادر به اینجا نیستند وگرنه شاید کاربه بحث و جدل

کشیده میشد . سرم را به دنبال عمه خاتون اطراف چرخاندم اما اثری

از او نبود . بدنبالش که گشتم دیدم که توی ایوان نشسته است کنارش و رفتم و گفتم :

چرا تنها نشستید . من را نگاه کرد لبخندی زد و گفت : آمدم هوا بخورم .

گفتم : چرا اینقدر گرفته اید ؟!آهی کشید و گفت : نه گرفته نیستم ورود یک عضو

جدید به خانواده امان کمی ذهنم را مشغول گذشته ها کرد . گفتم : گذشته ؟!

سرش را بعلامت تایید تکان داد و گفت : آره . آن قدیما توی روستامان هر وقت یک بچه

بدنیا می آمد همه اهالی محل در خانه مادر جمع میشدند و جشن و سرور

راه می انداختند . لبخندی زدم و گفتم : مثل الان که همه اینجا جمعند . گفت :

آره . اما قدیم یک جور دیگر بود . یادش بخیر ! و برای مدتی سکوت کرد و به روبرو

خیره نگریست شاید به فرزندی که همیشه آرزوی داشتنش را داشت و هیچ وقت

نداشت فکر میکرد !با کمی تردید گفتم : عمه خاتون !.سرش را بطرفم برگرداند و

با چهره همیشه آرانش گفت : بله ! گفتم : بنظر شما اسم بچه مهمه که چی باشد ؟

عمه خاتون گفت : خب معلومه که بله ...چطور مگه ؟! گفتم : آخر خیلی ها تصور میکنند

اگر اسم بچه هاشان را مذهبی بردارند تربیتش هم مذهبی میشود و اگر نه که

برعکس . عمه خاتون گفت : تربیت چه ربطی به اسم دارد گفتم : من هم همین

اعتقاد را دارم . مثلا چه اشکالی دارد که یک فرد مذهبی و معتقد به اعتقادات اسلامی

اسم بچه اش را خیلی مثلا اسلامی نگذارد . اما  تربیت فرزندش براساس شعایر دینی باشد ؟

مگر همه انهایی که اسمشان

محمد و امیر و فاطمه است افرادی کاملا اسلامی و تربیت یافته هستند .؟ عمه خاتون

گفت : نه ! ولی خب هر اسمی را هم نمیشود روی بچه گذاشت باید اسمی باشد که

معنی اسمش طوری نباشد که وقتی بزرگ میشود  احساس شرمساری کند . گفتم : قبول دارم اما

منظور من یک چیز دیگر است میدانید باورهای مردم ما کمی اشتباه است

اشتباه فکر میکنند و اشتباه هم زندگی میکنند یعنی بد دوره وز مانیه ایی شده است

عمه خاتون گفت :" منظورت را واضحتر بگو . گفتم : من احساس میکنم انسانهای

اطرافم ریاکار شدند ؟ان چیزی نیستند که ادعا میکنند . عمه خاتون گفت : این که چیز

جدیدی نیست .  گفتم : مثلا یک فردی اسم بچه اش را مطابق با اسم ایمه میگذاره و

بعد برای ریا و تزویر میگوید اسمش را اینطوری گذاشتم تا راه و روشش هم دینی

بشود . درصورتی که  کلامش هیچ وقت به دل من نمیشیند چون واقعی نیست و تصنعیه !

عمه خاتون گفت : با تو موافقم اما بازهم بهت تاکید میگنم معنی و طرز تلفظ

اسم خیلی مهم است . اسمهای امروزی هم که مد شدند بعضی هایشان

خیلی پرمعنی و نغز نیستند . عمه خاتون این راگفت و از سرجایش بلند شد تا به اتاق

بروز و در حالیکه خودش را از سرما به هم میپیچید گفت : بیا تو هم برویم تو هوا خیلی  سرد شده است .

بدنبالش رفتم اما آن روز برخلاف همیشه نتوانست من را مجاب کند .ا

  
نویسنده : نیلوفر روحانی ; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱
تگ ها :