ناگها ن چقدر زود دير ميشود...

سلام !

 

با اينکه هيچ وقت لحظه خداحافظی را دوست نداشتم ! و با اينکه ميدانم اين لحظه بالاخره در زندگی هر کسی فرا ميرسد اما بازهم برايم لحظه غم انگيزی است !......مخصوصا وقتی بخواهم از بهترين هايم در زندگيم خداحافظی کنم ! ....................وبلاگ دلشدگان از زمان افتتاح تا کنون لحظه های بيادماندنی زيبايی برايم داشته است . از طريق اين کلبه بود که با دوستان بسيار خوب رسانيکی ام آشنا شدم . و ضمن اينکه از طريق همينجا بود که با بسياری از دوستان فرهيخته وبلاگ نويس آشنا شدم که هنوز هم دوستی با آنها برايم باعث افتخاره ! ...خيلی سعی کردم تا حد امکان اين وبلاگ رو هم مانند وبلاگ آشنايان ره عشق بروز نگه دارم . اما بروز بعضی مسايل که خارج از کنترل من بود مانع از بروز نگه داشتن اينجا شد . و من عليرغم ميل باطنيم مجبورم با اين کلبه خداحافظی کنم !............

اما وظيفه خود ميدانم تا در همينجا از زحمات بيدريغ يکی از دوستان بزرگوارم ( که تمايلی بنام بردن ندارند ) بخاطر لينکها .طراحی قالب وبلاگ . طرح بالای وبلاگ و موسيقيهای متن وبلاگ صميمانه قدردانی نمايم . اميدوارم خود بزرگوارشان و خانواده محترمشان هر جا که هستند لحظه های سرشار از موفقيتی رو داشته باشند ! و تحت عنايات خداوند بزرگ همواره پيروز و مويد باشند ..انشالله !

از اين تاريخ به بعد شما دوستان عزيزم ميتوانيد مطالب عمه خاتون را در وبلاگ آشنايان ره عشق پيگيری نماييد .........در لحظه های راز و نيازتان با معبود هميشگی بنده حقير رو هم فراموش نفرماييد  !...........

در پناه صاحب تمام خوبيها باشيد ........

  
نویسنده : نیلوفر روحانی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/۳۱
تگ ها :