نمی دانم چرا

نمی دانم چرا

عده ایی  به راحتی به خودشان اجازه می دهند تا برای بقیه تصمیم گیری کنند . بقیه را به تشخیص خودشان از بعضی چیزها محروم کنند . به حریم خصوصی بقیه تجاوز کنند . بنا به مصلحت خودشان به دیگران برچسب های ضددینی بزنند .. به تعبیر خودشان بقیه قدرت تشخیص درست از نادرست را ندارند و آن ها باید راه درست را نشان بدهند ؟

نمی دانم چرا

مردم برای راه افتادن کارشان باید به مسئول مربوط در اداره مربوطه پول اضافی پرداخت  کنند و بعبارتی درصدی بدهند ؟ 

نمی دانم چرا

اگر یک نفر در یک اداره ایی بخواهد سالم کار کند  در نظر مردم و حتی مسئولان اداره آدم نچسبی فرض می شود؟

نمی دانم چرا

ما نقادهای خوبی هستیم اما حاضر نیستیم برای اصلاح امور از خودمان شروع کنیم و حداقل اینکه خودمان آن کارنادرست را انجام ندهیم ؟

نمی دانم چرا

وقتی  دختر 6ساله ام را از انجام بعضی کارهای نامربوط منع می کنم و او می گوید ÷س چرا دخترهای مهد از این کارها می کنند جوابی ندارم که بدهم ؟

نمی دانم چرا

وقتی توی سایت های مختلف آمار خیانت مردها را به زنهاهایشان می بینم و اینکه دخترها هم خیلی راحت وارد اینگونه زندگی ها می شوند و اینکه قبحش شکسته  شده است ، اینقدر حرص می خورم ؟ 

نمی دانم چرا

وقتی کاری را انجام می دهیم هرچند خطا جرات ایستادن  بر سر آن کار را نداریم و مرد و مردانه نمی گوییم که اشتباه کردیم و مدام بدنبال مقصر و سلب مسئولیت از خودمان هستیم ؟

نمی دانم چرا این همه سوالات بی جواب برای من وجود دارد ؟ واقعا نمی دانم .

 

  
نویسنده : نیلوفر روحانی ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٠
تگ ها : دل نوشت